سلام
چرا می زنید؟ ببخشید خب. اِ اِ چرا یومورتا گندیده پرت می کنید؟ خب باشه بذارید بگم خب
اول اینکه درگیری های ذهنی و ...(خودتون می دونید چیو میگم) و انتخاب رشته و آشنایی با یه عالمه آدمای دیگه که خیلی دوسیشون دارم. بعد بی حوصلگی، علافی، بی کاری و عدم داشتن دل و دماغ برای آپیدن آپ نکردم. حالا طلسمو شکستم و آپ کردم.
این دفعه یه بیوگرافی چند قسمتی جانی رو براتون گذاشتم که حال کنید تازه براتون خبر مهمی دارم.
خبری که فکر می کنم یه کم دیر باشه ازدواج جانی با ونساست البته بعد از 8سال زندگی و 2 بچه.(آدم نمی دونه آخه چی باید بگه ولی بابا دمت گرم، بابا دمت گرم حداقل بابا ایول به مرامت که بعد 8 سال نمی گی می خوام ولت کنم مثه بعضیا.... . البته میدونم که صفا و معرفتت بیش تر از این حرفاست.)

می خوام این دفه هم ازتون خواهش کنم که با نظرای زیادتون خستگی و بی حوصلگی من رو از بین ببرید. ممنون از توجهتون مرسی راستی خبر ازدواج جانی رو از طلا گرفتم. مرسی طلا
اینم بیوگرافی:
برای رسیدن به جایگاه کنونی راهی عجیب و پر فراز و نشیب را پیمود. او که سالها در پی مبدل شدن به ستاره موسیقیراک بود، سرانجام به عنوان بازیگر به پرده سینماها راه یافت. به تدریج از اوایل دهه 90 خود را به عنوان یکی از ستاره های نسل جدید بازیگران هالیوود تثبیت کرد و با کارنامه ای از نقشهای عجیب و متنوع در ژانرهای مختلف،تحسین منتقدین و مخاطبین را برانگیخت.
((جان کریستوفر دپ دوم)) 9 ژوئن 1963 در ((اوونز بورو)) کنتاکی ایالات متحده در میان خانواده ای با ریشه های آلمانی و ایرلندی به دنیا آمد. پدرش((جان اول)) مهندس شهرسازی و مادرش ((بتی سوپالمر)) پیشخدمت بود. ((جانی)) دو خواهر با نام های ((دبی)) و ((کریستی)) و برادری به نام ((دنی)) دارد. ((کریستی)) اکنون مدیر برنامه های جانی است و دنی نیز در زمینه فیلمنامه نویسی فعالیت می کند. جانی با مادر و همچنین پدربزرگش روابط بسیار صمیمانه ای داشت و همواره روزهایی آفتابی را به یاد می آورد که با پدربزرگش به قدم زنی می رفتند. مرگ پدربزرگ ضربه روحی بزرگی به جانی هفت ساله وارد کرد. پس از این همه خانواده به فلوریدا نقل مکان کردند و ظرف مدت کوتاهی 12 بار محل سکونت خود را تغییر دادند. جانی از همان سالها شدیدی به موسیقی (راک اند رول)) داشت. مادرش با دیدن این اشتیاق، گیتاری برایش خرید. جانی شروع به آموختن کرد و چندی بعد با پیوستن به یک گروه موسیقی بابت هر شب اجرا در کلوپ های فلوریدا 25 دلار دریافت کرد. پدرو مادر جانی در سال 1978 از یکدیگر جدا شدند و او یک سال بعد در 16 سالگی تحصیل در دبیرستان را با هدف تمرکز بر کار موسیقی به طور نیمه کاره رها کرد. جانی برای رسیدن به موقعیتی بهتر به همراه گروه روانه لس آنجلس شد.
جانی دپ 20 دسامپر 1983 در 20 سالگی با ((لوری آن آلیسن)) که در زمینه گریم فعالیت می کرد و پنج سال از خودش بزرگ تر بود ازدواج کرد. ((لوری)) پیشنهاد کرد که همسرش برای در آمد بیشتر وارد حرفه بازیگری بشود و به همین منظور اورا به ((نیکلاس کیج)) معرفی کرد. جانی توانست پس از تست های اولیه نقش کوتاهی در فیلم((کابوس در خیابان الم)) به دست آورد. اما همچنان موسیقی باریش در اولویت قرار داشت. فشارهای اقتصادی و دیگر مشکلات به جدایی زوج جوان انجامید و جانی که آینده با شکوهی در موسیقی پیش روی خود نمی دید به بازی در فیلم های سینمایی ادامه داد.
او پس از بازی در فیلم مشهور و ضد جنگ ویتنام((جوخه نظامی)) جذب سریال تلویزیونی شد و با ایفای نقش مأمور پلیس((تام هانسن)) در مجموعه((خیابان جامپ، شماره21)) به ستاره ای مشهور بدل شد، طوری که ماهانه 10 هزار نامه از سوی تماشاگران به دستش می رسید. او برای بازی در هر قسمت 45 هزار دلار دریافت کرد. سرانجام نوبت به فیلم کم هزینه اما جذاب وبه یادماندنی((ادوارد دست قیچی)) ساخته ((تیم برتون)) رسید. جانی در نقش جوانی که دارای چهره ای ترسناک و دستهایی از جنس قیچی اما با قلبی رئوف در مواجهه با اطرافیانش دچار مشکل بود. او با دست های عجیبش چمن های حیاط و موهای بلند به سرعت کوتاه و مرتب می کرد. اما گاهی بر اثر بی احتیاطی موجب زخمی شدن صورت دیگران می شد. او تمام احساساتش را با چشمانش منتقل می کرد. جانی در این فیلم درخشش خیره کننده ای داشت.
جانی دپ که پس از جدایی)با لوری رابطه کوتاهی با ((شریلین فن)) و ((جنیفر گری)) را تجربه کرده بود، هنگام فیلم برداری ادووارد دست قیچی با بازیگر زن فیلم ((ویونا رایدر)) آشنا شد و به دلیل صمیمیت زیاد نام او را بر بازوانش به صورت ((ویونا ابدی)) خالکوبی کرد. او پس از جدایی در سال 1993 مجبور شد بخشی از این نوشته را تغییر بدهد.
محبوبیت حاصل از ادوارد دست قیچی موجب شد تا از آن پس نقشهای مهمتری به جانی دپ پیشنهاد بشود. در فیلم ((گیلبرت گریپ چه چیزی را می خورد؟)) جانی با کار در یک سوپر مارکت جرخ خانواده را در می آورد. مادرش به علت چاقی مفرط از خانه بیرون نمی آید و برادر کوچکش که نقش او ار ((لئوناردو دی کاپریو)) نوجوان بازی می کرد، عقب مانده ذهنی است. دی کاپریو برای این فیلم کاندید دریافت جایزه اسکار شد.
ادامه دارد.......



